نگاهی به پرسونا و کاراکتر بازیگری الناز شاکردوست| بازیگری که میخواهد متفاوت باشد!

رویداد ۲۴| مازیار وکیلی: در سینمای ایران (به دلیل شرایط خاصی که دارد) نقشهای زیاد خوبی برای بازیگران زن سینمای ایران نوشته نمیشود. محدودیت در نمایش احساسات و عواطف زنانه باعث شده تا کارگردانان سینمای ایران چندان دنبال دردسر نگردند و به سراغ نوشتن نقشهایی متفاوت برای بازیگران زن نروند. اگر بنا باشد فهرست ماندگاری از شخصیتهای به یاد ماندنی مرد و فهرست ماندگاری از شخصیتهای به یاد ماندنی زن تهیه کنیم یقیناً تعداد شخصیتهای به یاد ماندنی مرد بسیار بیشتر خواهد بود. همین موضوع باعث شده تا ستاره شدن به عنوان بازیگر زن در سینمای ایران کار بسیار سخت و دشواری باشد. برای همین تمام بازیگران زنی که به جایگاه ستاره بودن میرسند چهرههایی ارزشمند هستند چرا که یقیناً برای کسب این جایگاه چند برابر مردان زحمت کشیدهاند.
علی رغم تمام این دشواریها، اما سینمای ایران بزنگاههای تاریخی مختلف آثار جسورانهای تولید کرده که باعث ظهور یک ستاره زن شده است. به عنوان مثال سکانس معرفی سوسن تسلیمی در باشو غریبه کوچک باعث شد تا این بازیگر توانا تبدیل به شمایل اصلی سینمای ایران در دهه شصت شود. نیکی کریمی با حضور معصومانهاش در عروس بهروز افخمی تبدیل به ستاره اصلی سینمای ایران در ابتدای دهه هفتاد شد و کمی بعد هدیه تهرانی با آن حضور خونسرد، محکم و مقتدر در قرمز فریدون جیرانی جلوه دیگری به مفهوم ستاره بودن بازیگران زن ایرانی بخشید. بعد از این چهرهها بازیگران زن زیادی وارد سینمای ایران شدند که هر کدام قطعهای از پازل فیلمها را تکمیل میکردند که کلیتی بنام سینمای ایران را شکل میداد. بدون شک الناز شاکردوست یکی از مهمترین قطعات این پازل است.
تحلیلی بر پرسونای بازیگری الناز شاکردوست
شاکردوست بعد از فیلم مهجور این جا... آخر دنیا با دو فیلم از سینمای بدنه حضور خود را اعلام کرد. اولی کمدی مجردها در نقش دختری گیج و حواس پرت و دومی گل یخ که بازسازی دهه هشتادی از ملودرام مشهور سینمای ایران یعنی سلطان قلبها بود. نکته مثبت این دو فیلم این بود که شاکردوست را وصل کرد به سینمای بدنه و شاکردوست با سخاوتی مثال زدنی قبول کرد بازیگر انبوهی از فیلمهای سینمای بدنه باشد. فیلمهایی که خیلی زود فراموش شدند، اما توانستند موقعیت شاکردوست را در گیشه و بازار سینمای ایران تثبیت کنند. این وسط یکی دو تجربه متفاوت، اما ناکام مانند اتوبوس شب و در میان ابرها هم وجود داشت که نتیجه درخوری برای شاکردوست به همراه نداشت. شاکردوست با بازی در رسوایی مسعود ده نمکی به نقطه اوج بازی در سینمای عامه پسند ایران رسید و از نیمه دوم دهه نود تصمیم گرفت رویه خود را تغییر دهد و کارنامه متفاوتی برای خود رقم بزند.
نیمه دوم دهه نود، اما ما با بازیگر دیگری رو به رو هستیم. بازیگری که به تدریج از سینمای عامه پسند فاصله میگیرد و نقشهای جدی تری را انتخاب میکند. خفهگی جیرانی با آن فضای سرد و هذیانی یک انتخاب عالی برای شاکردوست بود تا ثابت کند به عنوان بازیگر زن بلد است نقش یک دختر سرد که زیبایی افسونگری را دارد بازی کند. شبی که ماه کامل شد که روایت رمانتیک و متفاوتی از ماجراهای عبدالمالک ریگی است بدون شاکردوست و بازی متفاوتش غیرقابل تصور است. همانطور فیلم بی بدن که شاکردوست در آن نقش مادری رنج کشیده را خیلی خوب بازی کرد. تی تی، ابلق و سراسرشب هم وزن هنری کارنامه شاکردوست را بالا برد و باعث شد او از یک بازیگر درجه چندم سینمای عامه پسند تبدیل به یکی از ستارگان اصلی سینمای ایران شود.
نگاهی به بازی الناز شاکردوست در فیلم سینمایی کج پیله
در سینمای ایران و جهان بسیار اتفاق اُفتاده که مردان و زنان نقش جنس مخالف خود را بازی کنند. مشهورترین نمونه این نقشها در سینمای ایران نقشی است که اکبر عبدی در آدم برفی داوود میرباقری بازی کرده است. فرو رفتن در چنین قالبی برای یک بازیگر بسیار دشوار است چرا که اگر بازیگر نتواند ویژگیهای نقش را درست از کار در بیاورد تماشاگر او را باور نخواهد کرد و همین موضوع باعث خواهد شد تا کلیت فیلم به هدر برود.
شاکردوست، اما در کج پیله چنین ریسکی را انجام داده و باید اعتراف کرد نتیجه کم و بیش قابل قبول از کار درآمده است. کج پیله اشکالات زیادی دارد، اما حداقل حسن فیلم این است که به لحاظ بازیگری کیفیت قابل قبولی دارد و بخش مهمی از این کیفیت قابل قبول به واسطه بازی شاکردوست به دست آمده است. حالا دیگر باید شاکردوست را بازیگر مهمی در سینمای ایران به حساب آورد. بازیگری که از بازی در فیلمهای سخت هراسی به دل راه نمیدهد و کج پیله این موضوع را یک بار دیگر ثابت کرده است.


